زندان برای اشتراک‌گذاری

سوئد کشوری هست که جزء آزادترین‌ها شناخته میشه و پایرت بی هم از اونجا متولد شده. ولی در حین حال، اونجا عملکردهای ضد پایرت زیادی دیده میشه.

تو سال ۲۰۱۰، پلیس فردی رو تو خونش در حال اشتراک‌گذاری ۵۷ تا فیلم با uTorrent دستگیر کرده. قرار شده ۶۰۰۰ کرون (۹۲۰ دلار) جریمه بده که بعد به ۸۰۰۰ کرون (۱۲۰۰ دلار) افزایش پیدا کرده. ولی این هم پلیس رو راضی نکرده و حالا به دادگاه عالی گزارش داده که شاید بتونه اون رو به زندان بکشونه. اگز بتونن این مرد رو به زندان بندازن، در آینده می‌تونن بقیه کسایی رو که فیلم‌ها و فایل‌های کپی‌رایت‌دار دیگه‌ای رو به اشتراک میذارن، به همین سرنوشت دچار کنه.

بله، اشتراک‌گذاری فایل‌هایی که به خاطرشون زحمت کشیده شده و تجاری هستن، کار درستی نیست. ولی اونقدر جرم بزرگی نیست که کسی رو به خاطرش به زندان بندازن. جرم کسی که شیشه مغازه رو میشکونه و یه تلویزیون میدزده هیچوقت با جرم کسی که یک (یا چند تا) فیلم رو آپلود می‌کنه قابل مقایسه نیست و نمیشه اون فرد رو به زندان انداخت.

اینجا

هر از گاهی فکر میکنم، زندگی تو ایران چقدر میتونه بی‌روح باشه. جایی که همه چیز رو دولت میگه. جایی که به دخترا یاد دادن نخندن، به پسرا گفتن ازدواج زندگیت رو داغون میکنه، ولی تنها راه لذت بردن ازشه. جایی که دولت میگه نباید با کسی که دوستش داریم بریم بیرون. جایی که همیشه باید دنبال پول باشی، مثل خر درس بخونی، که شاید زندگیت کمی بهتر از بقیه باشه. جایی که همه چی پوله، جایی که خوشبخت کسیه که اون جا نباشه. تو این کشور، همه افسرده هستن. همه فکر میکنن بدبخت‌تر از بقین، و حقم دارن. اینجا، به همه یاد دادن ساکت باشن، اعتراض نکنن. این جا لذت بردن حرامه. کسی نمیتونه خوشبخت باشه، چون برای رفتن به بهشت باید اینجا رو جهنم به حساب آورد و بدبخت موند. اینجا آزادی نیست، خوشبختی نیست، لذت نیست، زندگی نیست، هیچ چیز نیست غیر از رفتن. شاد موندن خیلی سخته، خیلی. از بچه دو ساله تا پیرمرد هشتاد ساله، همه بدبختن اینجا. حرفا همه شعارن. کسی کاری نمیکنه. اینجا پولدار و فقیر فرقی نداره، همه بدبختن. همه.

نظرات وبلاگ‌ها را سانسور نکنیم!

بیشتر سایت‌ها و وبلاگ‌ها[ی ایرانی] طوری تنظیم شدن که بعد از کامنت دادن، باید صبر کنیم تا مدیر وبلاگ تایید کنه که چیزی برای سانسور کردن وجود نداره. برای مثال، اگه کسی کلمه زشتی به کار برده باشه، کامنتش رو ادیت میکنه که یه وقت فیلتر نشه. یا اگه سرویس وبلاگ‌دهی که ازش استفاده میکنه، امکان ویرایش کامنت‌ها رو نداده باشه، پاک میکنه. من با این کار مخالفم. چون این کار یعنی نقص آزادی بیان و هممون میدونیم که این چیز خوبی نیست! 🙂
ممکنه بعضی‌ها بگن دلیل این کار، برای جلوگیری از اسپم هست. برای این هم میشه از سیستم لینوکس ریویو استفاده کرد که اگه یه بار کامنت بدیم و تایید بشه، بقیه مواقع تایید لازم نیست. البته اگه از سرویس وبلاگ‌نویسی استفاده میکنیم این قابلیت رو نداشته باشه، میتونیم باز بزنیم که همیشه تایید بشه و وقتی اسپمی دیدیم، خودمون پاکش بکنیم.

پی‌نوشت:

بعد از اینکه نظرات وبلاگ پسر خدا رو خوندم، فهمیدم که بعضی جاها مثل وبلاگ‌های شخصی که درمورد زندگیشون مینویسن، برخی افراد جنبه آزاد گذاشتن برای کامنت دادن رو ندارن و فحش میدن و حتی تهمت میزنن. بهتره عنوان این مطلب رو به این عوض کنیم که نظرات مطالب انتقادی را سانسور نکنیم!

روزی که یوتیوب شیطان و گوگل سانسور میشود

معمولا وقتی از فیلترینگ کلافه میشیم، چیزایی مثل «فکر کنم فقط گوگل مونده که فیلتر نشده باشه!» میگیم. ولی فکر نمیکردم این جمله به این زودی‌ها عملی میشد! فیلتر شدن اون که خیر سرمون، ولی این که بگن «به دلیل درخواست‌های مکرر مردم» گوگل فیلتر شده، واقعا دیگه کفر آدم رو در میاره! آخه کدوم آدم عاقلی میگه من میخوام گوگل فیلتر بشه؟ بهانه فیلتر کردن گوگل هم این هست که آزادی بیان رو رعایت کرده و فیلم ضد اسلامی رو از یوتیوب حذف نکرده! در کنار فیلتر شدن گوگل هم توی شبکه‌های اجتماعی عکس‌هایی میبینیم که به «یوتیوب»، به عنوان شیطان سنگ میندازن! نمیدونم این خبر درسته یا فقط یه عکس ویرایش شده هست، ولی به نظرم بعید هم نیست. به هر حال، دولت از هر نوع اجتماعی میترسه و چی میشه اگه این اجتماع ویدیویی هم باشه!

ثانیه‌های مانده تا شروع مدرسه‌ها!

هاها! ایده باحالیه! این اسکریپت میاد ثانیه‌هایی رو که تا اول مهر سال ۱۳۹۱ ساعت ۸ صبح مونده، حساب میکنه. روش کارش هم خیلی سادست!

#! /bin/bash

theday=»`date -d «Sat Sep 22 08:00:00 2012» «+%s»`»

while :; do
echo -en «\r`echo $theday – \`date ‹+%s’\` | bc`»
done

اول میاد حساب میکنه از 1970-01-01 00:00:00 تا شروع مدرسه‌ها چند ثانیه هست. بعد میاد از همون وقت تا الان رو حساب میکنه که باز ببینه چند ثانیه هستن. بعد با عدد قبلی منها میشن و نتیجه میشه ثانیه‌های مونده تا شروع مدرسه‌ها!

ادیت:

میتونین از این لینک ببینین چند ثانیه مونده تا شروع مدرسه‌ها. (البته به صورت موقت کار میکنه)

فنلاند و نروژ، آزادترین کشورها

امروز داشتم به لیست آزادترین کشورها نگاه میکردم. فنلاند و نروژ، رتبه اول رو دارن. بعد از اونا هلند و استونی رتبه دوم هستن. آخرین دو کشور آزاد هم اریتره و کره‌شمالی هستن. کشور ما هم که با شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» انقلاب کرد، از آخر پنجمه. 🙂 فقط اریتره، کره‌شمالی، ترکمنستان و سوریه از ایران آزادیشون کمتره. حتی چین هم آزادتره. البته متعجب هم نیستم که این نتیجه رو دیدم. کشوری که سایت‌های علمی رو سانسور و وبلاگ‌نویس‌ها رو اعدام میکنه، مطمئنا رتبش پنجمین از آخره.
چیزی که برام جالب بود، این بود که کشوری که اسمشو سالی یه بار هم نمیشنویم، آزادیش از کانادا و ایسلند و دانمارک و اینا بیشتره. تصمیم گرفتم کمی درمورد استونی بیشتر بدونم!

«لینوکس بده، چون توش از فوتوشاپ نمیتونم استفاده بکنم»

خیلی وقت‌ها شده که این جمله رو از ویندوزی‌ها بشنوم. حالا ممکنه به جای فوتوشاپ، از چیزای دیگه‌ای مثل تری‌دی مکس، افتر افکتز، ویژوال استودیو، بازی‌ها یا … استفاده بکنن. ولی واقعا این بدی لینوکسه؟ لینوکس اجازه نمیده فوتوشاپ اجرا بشه؟ به نظر من، اگه بخوایم این جمله رو درست بکنیم، میشه:
فوتوشاپ بده، چون ما رو آزاد نمیذاره که از هر سیستم‌عاملی که بخوایم استفاده بکنیم.
اینجاست که باز خوبی نرم‌افزارهای آزاد دیده میشه. چون اگه یه نرم‌افزار آزاد باشه، سورسش رو همه میتونن ببینن وحتی اگه یه نسخه مخصوص سیستم‌عاملشون نباشه، میتونن کامپایلش بکنن. مثل گیمپ.
ادوبی، مایکروسافت، اپل و اینجور شرکت‌ها ما رو آزاد نمیذارن. چون پول کمتری میگیرن! واقعا می‌ارزه که آزادی کاربرا رو بگیرن تا پول بیشتری داشته باشن؟ جالب اینجاست که همین کار رو دولت‌ها هم میکنن و خیلی‌ها هم بهش اعتراض میکنن. ولی وقتی همونا به نرم‌افزارها و شرکت‌هایی مثل مایکروسافت میرسن، بهشون اهمیتی نداره که آزاد هستن یا نه. حتی خیلی‌ها جمله دردناک «من به آزادی اهمیت نمیدم» یا «آزادی رو میخوام چیکار؟» رو میگن. واقعا خیلی بده که جامعه به آزادی اهمیتی نده.